وجود نظام تشویق وتنبیه مهم ترین بعد افزایش کارایی کارکنان و بهره وری در هر سازمان است و بدون وجود پاداش هیچ سازمانی امکان ادامه حیات نخواهد داشت. حقوق و دستمزدی که فرد در پایان ماه دریافت می کند پاداش کار اوست اما این پاداش وقتی به صورت مداوم و بدون رابطه منطقی با عملکرد و کارایی وی پرداخت شود، فرد جهت انجام کار صحیح بی انگیزه می شود. بنابراین باید بین کارایی و نتیجه ای که برای فرد حاصل می شود رابطه ای معقول ایجاد کرد تا کارکنان توان خود را برای بهره وری و کارایی بالاتر به کار گیرند(سلطانی،1381).
فرآیند تشویق سیستم انگیزشی فرد را تحریک می‌کند و احساس خوشایندی در او بوجود می‌آید. بر مبنای نظریات یادگیری مربوط به شرطی سازی ، اگر این احساس خوشایند با رفتار انجام گرفته پیوند بخورد، در موقعیتهای بعدی فرد را وادار به انجام رفتار مورد نظر خواهد کرد. لذت جویی و کسب لذت از ویژگیهای اساسی انسان است و فرد تمایل به کسب لذت دارد. حتی مراکزی از مغز شناخته شده‌اند که با این تمایل فرد مرتبط هستند. این مراکز به مراکز لذت معروف هستند که در موقعیتهای خوشایند و لذت بخش فعال می‌شوند. بر این اساس فرد به دنبال راههایی است که احساسات خوشایند او را تقویت کنند. رفتارهایی که منجر به این احساسات می‌شوند تقویت و تکرار می‌گردند. چنین فرآیندی در نظریه ثراندایک به قانون اثر معروف است، وی معتقد است اگر نتیجه یک رفتار ، تجربه خوشایندی باشد، آن رفتار یاد گرفته خواهد شد و در غیر اینصورت اگر تجربه ناخوشایندی به دنبال داشته باشد آن رفتار مجددا تکرار نخواهد شد. این قانون در شیوه‌های کنترل و تشویق مورد استفاده فراوان می‌یابد(یاراحمدی خراسانی،1387).
سیستم تشویق مناسب منجر به افزایش روحیه کارکنان، انگیزه بالای کاری، کارائی مناسب، رضایت شغلی و تعهد بالا جهت انجام بهینه و اثربخش کارها می شود و عدم وجود آن منجر به سرخوردگی و نارضایتی کارکنان فعال و اثربخش سازمان می شود. بطور کلی در یک سازمان جهت افزایش کارائی کارکنان و رضایت کارکنان سیستم تشویق وتنبیه مناسب است که جنبه هدایت گیر داشته باشد و منجر به اصلاح رفتار کارکنان و جهت دهی آن ها به سوی رفتارهای مطلوب و حذف رفتارهای نامطلوب باشد(پوتس1 ،2011) .
سازمانها براین باورند که نیروی انسانی به عنوان منبع اصلی ایجاد ارزش در سازمان و به عنوان مزیت رقابتی مطرح است. درچنین شرایطی حفظ نیروی انسانی و ایجاد انگیزه درجهت افزایش روزافزون بهره وری و کارایی درکار با استفاده از مکانیسم های مختلف از جمله تشویق و تنبیه از اهم وظایف هر سازمان است.سازمانها برای انگیزش دادن به کارکنان خود از سیستم های مختلفی استفاده می کنند. چهار نوع سیستم تشویق و پاداش رایج در سازمانهای امروزی وجود دارد که عبارتند از: برنامه های سهیم شدن در سود، برنامه های مزایای انعطاف پذیر، مرخصی و پرداخت مبتنی بر مهارت(راشمور2، 2002).
1-2- بیان مسأله:
بهبود بهره وری و کارایی کارکنان به عنوان هدفی کوتاه مدت همواره به دلیل نقش مهمی که در جهت ایجاد رشد مثبت در عملکرد سازمانی داشته، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است(زاهر و همکاران3،2008،ص 181) .عملکرد کاری یکی از شاخص های مهم اندازه گیری کارایی سازمانی در بسیاری از مطالعات سازمانی بوده که اگر چه در اغلب مواقع به وسیله ارقام مالی مشخص شده است، اما می تواند از طریق ترکیب جنبه های مرتبط با وظیفه و رفتار های مورد انتظار نیز اندازه گیری شود(جوهری و همکاران4،2009،ص 3).
همان طور که می دانیم در حال حاضر بسیاری از کارکنان تنها حقوق یا دستمزد ساعتی نمی گیرند، بلکه آنها از انواع پاداشها و مزایا و منافع نیز بهره مند می شوند. مطالعات جدید نشان می دهد که تعادل جبران خدمات با آموزش، انتخاب، ترتیبات کاری منعطف و فعالیت های مرتبط با مشارکت کارکنان، در مقایسه با استفاده صرف از جبران خدمات، اثر مثبت بزرگ تری بر کارایی کارکنان دارد. در این راستا، به نظر می رسد که رویکرد پاداش کل رویکردی است که به خوبی می تواند پاسخ گوی این نیاز باشد. در عصر رقابت سخت و فشار فزاینده برای درگیر شدن در آن، هیچ سازمانی نمی تواند ارزش راهبردی را که یک سیستم پاداش کل مناسب می تواند فراهم کند، نادیده بگیرد(الوانی و همکاران،1390).
نظام تشویق و تنبیه کارگزاران و کارکنان اداری، از مسلّمات اصول مدیریت محسوب می گردد؛ چرا که یک مدیر کارآشنا، بعد از نظارت و ارزیابی از تلاش های کارمندانی که شایستگی خویش را در میدان عمل به اثبات رسانده اند، آنها را تشویق و در مقابل، کسانی را که به مسؤولیت خود عمل نکرده اند، تنبیه می نماید. در تشویق و تنبیه باید بین میزان کار و تلاش و نوع تشویق و نیز بین میزان تخلف و نوع تنبیه و مجازات، رابطه و تناسب وجود داشته باشد؛ یعنی میزان تشویق با میزان فعالیت انجام شده و میزان مجازات با میزان تخلف یا کم کاری، به گونه ای برابر باشد تا اثر تربیتی تشویق یا تنبیه از بین نرود.
به عبارت دیگر، یک مدیر باید در انجام تشویق و تنبیه مراقب باشد تا تشویق و تنبیه وی به افراط و تفریط منجر نگردد؛ زیرا اگر اصلاً تشویق وجود نداشته باشد یا میزان آن نسبت به نوع تلاش انجام شده کم یا ناچیز باشد، باعث ایجاد سرخوردگی و بروز بیماری های روحی شده، انگیزه کارمند را از بین برده و موجب عارضه بی تفاوتی در مورد امور محوله می شود. همچنین زیاده روی در تشویق، موجب غرور و انحطاط شده و در فرد مورد تشویق، توقع تشویق پیدا شده ؛ به گونه ای که اگر در شرایطی تشویق وجود نداشته باشد از انجام کار نیک سر باز می زند(کدخدایی و سلوکلایی،1390).
تشویق و تنبیه به منزله سیستمی است که بهره وری و کارائی سازمان منوط به اجرای صحیح و بر مبنای قاعده آن است. سالهاست که مدیران برای بهتر شدن اوضاع سازمان خود از تنبیه و تشویق بعنوان ابزارهای تاثیر گذار استفاده میکنند. نظام تشویق و تنبیه کارکنان اداری از مسلمات اصول مدیریت محسوب میگردد چرا که یک مدیر کارآشنا بعد از نظارت و ارزیابی از تلاشهای کارمندانی که شایستگی خویش را در میدان عمل به اثبات رسانده اند آنها را تشویق و درمقابل،کسانی را که به مسئولیت خود عمل نکرده اند تنبیه مینماید.
این تحقیق در پی پاسخگویی به مسئله زیر میباشد: برای بهبهود کارایی کارکنان چه اقداماتی میتوان انجام داد و نقش نظام تشویق و تنبیه در این بهبود چیست؟ در واقع، نظام تشویق و تنبیه از چه طریقی بر کارایی کارکنان تاثیرگذار است؟
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش:
بدون شک عامل منابع انسانی مهمترین و به تعبیری عامل استراتژیک در چرخه ی تولید و خدمات رسانی است.سرمایه توسط عامل انسانی وارد چرخه ی تولید و خدمات می شود، تجهیزات و تکنولوژی توسط نیروی انسانی(کارکنان) به کار گرفته می شوند و در نهایت این نیروی انسانی (مدیریت)است که این فرآیند را مدیریت می کند. این بیشترین فراوانی بین منابع انسانی در تمامی سازمان ها اعم از خصوصی و دولتی، با کارکنان است. بدیهی است که کارکنان در پایین ترین سلسله مراتب در سازمان های خصوصی با تولید و در سازمان های دولتی با مشتریان و ارباب رجوع سر و کار دارند و این که کارها چگونه توسط آنها پیش برده می شود، بسیار مهم است(ابوالقاسمی و همکاران،1390).
تلاش سازمان در جهت ارتقای کارآیی کارکنان، امکان کشف استعدادهای نهفته در آنان را ایجاد کرده و نیز توان مقابله آنان با مشکلات در شرایط بحرانی را افزایش داده و برای اداره امور مربوطه آماده می سازد. شایان ذکر است که ارتقای کارآیی تک تک کارکنان زمینه رشد و بهبود کارآیی سازمان را فراهم آورده و توسعه و ترقی روزافزون سازمان را به همراه رضایتمندی کارکنان به دنبال خواهد داشت، زیرا اولین گام در ارتقای و بهبود کارآیی و بهره وری سازمان، افزایش کارآیی تک تک اعضای آن سازمان و مجموعه است. در نتیجه، هر اقدامی که افزایش و بهبود سطح کارآیی کارکنان را به دنبال داشته باشد امری مهم و ارزشمند در نظر گرفته می شود. اهمیت بهبود و ارتقای کارآیی کارکنان در تمامی بخش ها و سازمانها و نهادهای کشور یک ضرورت انکار ناپذیراست. اکثر واحدهای خدماتی و تولیدی کشور و علی الخصوص بخش های دولتی کشور از لحاظ کارآیی در شرایط رضایت بخشی قرار ندارند(خوشبخت و همکاران،1391).
نظام جبران خدمات کارکنان از جمله راهبردهای تأثیرگذار سازمان ها به منظور رسیدن به اهداف خود و افزایش کارایی کارکنان خود می باشد . از جمله زیر سیستم های این نظام ، پرداخت حقوق و مزایای کارکنان است که میبایستی متناسب و مطابق با شرایط و موقعیت شغل و شاغل و هماهنگ با راهبردهای سازمان باشد (کاملی و دیگران،1390).
همچنین یکی از اصول اساسی در ایجاد کنترل و افزایش کارایی کارکنان یک سازمان تشویق و تنبیه متناسب با عملکرد کارکنان می باشد. در تشویق و تنبیه باید بین میزان کار و تلاش و نوع تشویق و نیز بین میزان تخلف و نوع تنبیه و مجازات، رابطه و تناسب وجود داشته باشد؛ یعنی میزان تشویق با میزان فعالیت انجام شده و میزان مجازات با میزان تخلف یا کم کاری، به گونه ای برابر باشد تا اثر تربیتی تشویق یا تنبیه از بین نرود. به عبارت دیگر، یک مدیر باید در انجام تشویق و تنبیه مراقب باشد تا تشویق و تنبیه وی به افراط و تفریط منجر نگردد؛ زیرا اگر اصلاً تشویق وجود نداشته باشد یا میزان آن نسبت به نوع تلاش انجام شده کم یا ناچیز باشد، باعث ایجاد سرخوردگی و بروز بیماری های روحی شده، انگیزه کارمند را از بین برده و موجب عارضه بی تفاوتی در مورد امور محوله می شود. همچنین زیاده روی در تشویق، موجب غرور و انحطاط شده و در فرد مورد تشویق، توقع تشویق پیدا شده ؛ به گونه ای که اگر در شرایطی تشویق وجود نداشته باشد از انجام کار نیک سر باز می زند. در مورد تنبیه نیز همین گونه است؛ یعنی تنبیه زیاد، تمام انگیزه ها را در هم می کوبد و تنبیه نامتناسب با نوع تخلف و کمتر از آن، فرد را جسور و گستاخ خواهد نمود. بنابراین، تشویق به اندازه و مطلوب می تواند اثرات قابل توجهی به بار آورد. تشویق مانند داروی شفا بخشی است که باید به صورت دقیق و به میزان کافی و با دقت از آن استفاده شود و چه بسا کم و زیادشدن آن و افراط و تفریط در آن و به موقع نبودن آن اثرات نامطلوبی به بار می آورد(کدخدایی و سلوکلایی،1390).
امروزه این واقعیت ملموس و مشهود است که هر فردی در فرایند سازمانی باید برحسب قابلیتها و تواناییهای بالفعل در جایگاه واقعی خود قرار گیرد و بطور مستمر با ارزیابیهای گونانگون مورد سنجش قرار گیرد بدین گونه است که میتوان جهت نیل به اهداف تعیین شده شغلی و بهبود وضعیت نیروی انسانی و آگاهی از نارسائیها و رفع کاستیها گامی موثری برداشت. منابع انسانی ،سرمایه اصلی سازمان محسوب میشود سازمانها با وجود داشتن نیروی انسانی شایسته و لایق، نیازمند توانمندی لازم در استفاده از این منابع میباشد و تشویق و تنبیه در چه شرایطی قادرند باعث بهبود شرایط شغلی شوند وآیا هرنوع تشویق و تنبیهی به هر شکل و فرمی میتواند تاثیرات مثبت داشته باشد با برعکس،تشویق و تنبیه نه تنها جنبه مثبت و بهبود اوضاع را ندارد که اثرات منفی نیز برجای میگذارد. حال با توجه به مطالب ذکر شده ، در این پژوهش، لزوم اهمیت نظام تشویق و تنبیه بر میزان کارایی کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره) مورد توجه قرار گرفته است.
1-4- اهداف پژوهش:
هدف کاربردی:
شناخت تاثیر نظام تشویق و تنبیه بر کارائی کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر کرمانشاه
هدف اصلی:
شناخت تاثیر نظام تشویق و تنبیه بر کارائی کارکنان
اهداف ویژه:

شناخت تاثیر نظام تشویق و تنبیه بر انگیزش کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره).
شناخت تاثیر انگیزش بر کارائی کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره).
1-5- فرضیات پژوهش:
فرضیه های اصلی:
نظام تشویق و تنبیه بر کارائی کارکنان تاثیر مثبت و معناداری دارد.
فرضیه های فرعی:
نظام تشویق و تنبیه بر انگیزش کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره) تاثیر مثبت ومعناداری دارد.
انگیزش بر کارائی کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره) تاثیر مثبت ومعناداری دارد.
1-6 مدل مفهومی پژوهش:
نمودار 1-1 مدل پیشنهادی پژوهش(منبع: پینار گانگور،2011)
1-7 نقش متغیرهای پژوهش:
جدول 1-1 نقش متغیرهای پژوهش

نام متغیر نقش متغیر در
پژوهش مستقل وابستهمداخلهایزمینهاینظام تشویق و تنبیه*انگیزش*کارایی کارکنان*
1-8 قلمرو پژوهش
1-8-1 قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این پژوهش، بررسی تاثیر نظام تشویق و تنبیه بر کارائی کارکنان کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر کرمانشاه می باشد.
1-8-2 قلمرو زمانی انجام پژوهش
از نظر زمانی، این پژوهش در سال 1394 انجام می شود.
1-8-3 قلمرو مکانی پژوهش
از لحاظ قلمرو مکانی، این پژوهش در کمیته امداد امام خمینی (ره)شهر کرمانشاه انجام میگیرد.
1- 9 تعریف متغیرها:
تعاریف مفهومی:
نظام تشویق و تنبیه:
اتخاذ شیوه های تشویقی و تنبیهی متناسب،که تأثیر عمده ای در انگیزش کارکنان به انجام وظایف محول شده به آنان و نیز پیشگیری از تخلف آنها دارد(کدخدایی و سلوکلایی،1390).
انگیزش:
فرایند تحریک و پشتیبانی از رفتار هدف مدار را انگیزش می گویند؛ انگیزش ا فراد وابسته به شدت انگیزاننده هاست(خانزاده،1389).
کارایی کارکنان:
مارتین مانزر(1990) کارآیی را به معنای توانایی در خوب و متناسب انجام دادن کارها و دستیابی به نتایج مطلوب میداند(خوشبخت و همکاران،1391).
تعاریف عملیاتی:
نظام تشویق و تنبیه:
شامل اصول واگذاری مسئولیت بر اساس توانایی ها، تنبیه و تشویق متناسب با نوع مسئولیت، تقدم تشویق بر تنبیه،عدم سلیقه ای بودن تشویق و تنبیه میباشد(کدخدایی و سلوکلایی،1390).
انگیزش:
انگیزش در این پژوهش بر پایه عدم تبعیض بین کارکنان، روابط مبتنی بر احترام متقابل، فراهم سازی تسهیلات رفاهی کارکنان، نگرش مثبت مدیر نسبت به کارکنان،ایجاد شور و نشاط در محیط کار،ایجاد امنیت شغلی میباشد(خانزاده،1389).
کارایی کارکنان:
شامل انجام صحیح کارها، کاهش هزینه ها،جلوگیری از اسراف، نظم و انظباط کاری میگردد.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
نظام تشویق و تنبیه کارگزاران و کارکنان اداری، از مسلّمات اصول مدیریت محسوب می گردد؛ چرا که یک مدیر کارآشنا، بعد از نظارت و ارزیابی از تلاش های کارمندانی که شایستگی خویش را در میدان عمل به اثبات رسانده اند، آنها را تشویق و در مقابل، کسانی را که به مسؤولیت خود عمل نکرده اند، تنبیه می نماید. در تشویق و تنبیه باید بین میزان کار و تلاش و نوع تشویق و نیز بین میزان تخلف و نوع تنبیه و مجازات، رابطه و تناسب وجود داشته باشد؛ یعنی میزان تشویق با میزان فعالیت انجام شده و میزان مجازات با میزان تخلف یا کم کاری، به گونه ای برابر باشد تا اثر تربیتی تشویق یا تنبیه از بین نرود.
به عبارت دیگر، یک مدیر باید در انجام تشویق و تنبیه مراقب باشد تا تشویق و تنبیه وی به افراط و تفریط منجر نگردد؛ زیرا اگر اصلاً تشویق وجود نداشته باشد یا میزان آن نسبت به نوع تلاش انجام شده کم یا ناچیز باشد، باعث ایجاد سرخوردگی و بروز بیماری های روحی شده، انگیزه کارمند را از بین برده و موجب عارضه بی تفاوتی در مورد امور محوله می شود. همچنین زیاده روی در تشویق، موجب غرور و انحطاط شده و در فرد مورد تشویق، توقع تشویق پیدا شده ؛ به گونه ای که اگر در شرایطی تشویق وجود نداشته باشد از انجام کار نیک سر باز می زند(کدخدایی و سلوکلایی،1390).
وجود نظام تشویق وتنبیه مهم ترین بعد افزایش بهر ه وری و کارایی در هر سازمان است و بدون وجود پاداش هیچ سازمانی امکان ادامه حیات نخواهد داشت. حقوق و دستمزدی که فرد در پایان ماه دریافت میکند پاداش کار اوست اما این پاداش وقتی به صورت مداوم و بدون رابطه منطقی با عملکرد و کارایی وی پرداخت شود، فرد جهت انجام کار صحیح بی انگیزه می شود. بنابراین باید بین کارایی و نتیجه ای که برای فرد حاصل می شود رابطه ای معقول ایجاد کرد تا کارکنان توان خود را برای بهره وری و کارایی بالاتر به کار گیرند(سلطانی،1381).
توجه به انسان در قالب بزرگ ترین سرمایه سازمان و مطالعه رفتار وی، پییشینه کوتاهی دارد.رشته علمی تازه ای که دارای نگرش نظام مند به رفتار انسان در سازمان است و از یافته های علوم رفتاری و مطالعات و تجربیات رفتار سازمانی بهره می برد؛ عبارت است از بهسازی نیروی انسانی و سازمان که با تلاش و پی گیری بی وقفه صاحب نظران مدیریت، رو به توسعه و تکامل است. این رشته علمی نوین چه بسا با اعمال تغییرات برنامه ریزی شده، عوامل انسانی را با محیط خارجی سازگار سازد، تعارضات درون سازمانی را از بین ببرد و با تشکیل گروه های منسجم و مولد و مشارکت دادن کارکنان در کلیه فعالیت ها و تلاش ها، بهره وری سازمان را به نحوی مطلوب افزایش دهد (رمضانی، ١٣٨٧).
2-2 بیان مسئله
نیروی انسانی شاغل در سازمان ها مهم ترین سرمایه در اختیار مدیران است. مدیریت منابع انسانی اصلی ترین وظیفه مدیران سازمان ها است. منابع انسانی جزء دارایی هایی است که مستلزم مدیریت شایسته و متناسب است. از جمله مفاهیم مهم و کلیدی در مدیریت، خاصه در سیستم مدیریت منابع انسانی، مفهوم تشویق و تنبیه است. تشویق و تنبیه به منزله سیستمی است که بهره وری و کارایی سازمان منوط به اجرای صحیح و بر مبنای قاعده آن است. تشویق و تنبیه به منزله یک قاعده اساسی در نظام مدیریت منابع انسانی با پیدایش مکتب روابط انسانی در سال ۱۹۲۰ که برای جنبه انسانی کارکنان در سازمان اهمیت قائل می شد، بیشتر جلوه-گر شد. لذا توجه به مسائل انسانی در سازمان در راستای پیشبرد اهداف سازمان از جمله مباحث اساسی مدیریت منابع انسانی است (حسین خانزاده، ۱۳۸۹).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از سویی همیشه در سازمان کارکنانی وجود دارند که علی رغم سعی و کوشش مدیران در ایجاد محیطی مناسب برای کار و فعالیت، مسأله ساز هستند و با اخلال، کارشکنی، تمرد، ترک محل خدمت در ساعات کاری و رعایت نکردن قوانین، اثرات نامطلوب برای سازمان و مدیریت ایجاد می کنند و در کیفیت و کمیت کالا و خدمات سازمان آثار منفی بر جای می گذارند. بدیهی است که مدیران نمی توانند در برابر رفتارهای مذکور بی تفاوت بمانند و ناگریز برای رفع رفتارهای نامطلوب لازم است اقداماتی صورت دهند که تنبیه یکی از این موارد است. البته تنبیه زمانی مؤثر است که به شکلی آگاهانه انجام گیرد در هر تنبیه باید علت و نتیجه آن برای مدیر و زیردست روشن شود و شرایط و نیازهای زیردستان مورد توجه قرار گیرد. در هر تنبیهی مدیر باید بداند که برای چه تنبیه انجام می گیرد و آن تنبیه چه نتایج و اثراتی روی کارکنان دارد، افراد نیز باید بدانند بخاطر چه رفتاری تنبیه می شوند. در این صورت است که عملکرد شغلی کارکنان بهبود یافته و ایشان برای انجام دادن وظایف شغلی خود دارای انگیزه گشته و رضایت شغلی لازم را جهت انجام مطلوب وظایفشان کسب می کند (آغولی، ۱۳۸۴).
باوجود دقت درعملیات جذب و گزینش نیروی انسانی گاهی ممکن است کارکنانی وارد سازمان شوند که به دلایلی رفتار نامطلوبی در محیط کاری از خودشان نشان دهند. چنانچه هدایت راهنمایی و تذکر مدیر نتواند در اصلاح رفتار انان موثر واقع گردد در این صورت ممکن است اعمال تنبیه برای کارکنان مشکل افرین مورد توجه قرار گیرد. کاربردبجا و به موقع تنبیه آثار مثبت و سازنده ای دارند ، ولی بکارگیری نامناسب آن سبب به وجود امدن رفتارهای نامطلوب مانند افسردگی ناکامی بی اعتنای و گاهی پرخاشگری در بین کارکنان می شود(آغولی، ۱۳۸۴). از طرفی سازمان، به جبران زحمتی که فرد در سازمان متحمل می شود، در ازای وقت و نیروئی که او در سازمان و بخاطر نیل به اهداف سازمان صرف می کند و به تلافی خلاقیت و ابتکارات وی برای یافتن و بکارگیری رویه ها و روش های کاری جدیدتر و بهتر، به فرد پاداش می دهد (سعادت، ۱۳۷۹). سیستم پاداش مناسب منجر به افزایش روحیه کارکنان، انگیزه بالای کاری، کارائی مناسب، رضایت شغلی و تعهد بالا جهت انجام بهینه و اثربخش کارها می شود و عدم وجود آن منجر به سرخوردگی و نارضایتی کارکنان فعال و اثربخش سازمان می شود. بطور کلی در یک سازمان جهت افزایش کارائی کارکنان و رضایت کارکنان سیستم تشویق وتنبیه مناسب است که جنبه هدایت گیر داشته باشد و منجر به اصلاح رفتار کارکنان و جهت دهی آن ها به سوی رفتارهای مطلوب و حذف رفتارهای نامطلوب باشد(پوتس ،2011) .
بدین ترتیب پژوهش حاضر به بررسی نظام تشویق و تنبیه بر کارائی کارکنان کمیته امداد امام خمینی می پردازد.
2-3 ضرورت و اهمیت پژوهش:
زمانی که با شیوه‌هایی سر و کار داریم که به منظور تاثیرگذاری بر رفتار افراد مورد استفاده قرار می‌گیرند، به مواردی چون کنترل ، تنبیه و تشویق برخورد می‌کنیم. بطور کلی عوامل بسیار زیادی وجود دارند که رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند، اما در برخی شیوه‌ها ایجاد تاثیر و تغییر بطور عمده بکار می‌رود و در واقع هدف شیوه‌هایی است که بکار برده می‌شود. به عبارتی به منظور تغییر رفتار افراد یا هدایت رفتار آنها در مسیر مورد نظر از روشهایی استفاده می‌شود که شناخته شده‌ترین آنها فرآیند تشویق و تنبیه است. همه با اصطلاح تشویق و پاداش آشنایی دارند و معمولا این دو ارتباط و پیوستگی نزدیکی با یکدیگر دارند، بطوری که یکی بدون دیگری معنایی نخواهد داشت(یاراحمدی خراسانی،1387).
مدیران از بدو پیدایی سازمان تاکنون همواره برای بهسازی آن تلاش و کوشش بی وقفه ای کرده اند تا با بهر ه گیری از تجارب علمی گذشته و فنون و روش های علمی حاضر که حاصل پیشرفت نظریه های علمی و دستاوردهای مکاتب مدیریت است – کارایی و اثربخشی کارکنان سازمان را افزایش دهند. هدف اکثر مکاتب مدیریت، افزایش کارایی و اثربخشی کارکنان سازمان است. البته شماری از آنها به سبب نگرش محدود و مفروضاتی که درباره سازمان و انسان دارند، نتوانسته اند به هدف خود نائل شوند. برای نمونه مکتب کلاسیک با فرض عقلایی – اقتصادی بودن انسان، با استفاده ازاصول و کارکرد مدیریت علمی، پیروی از مدل بوروکراتیک را برای بهسازی و افزایش کارایی سازمان تجویز کرده است و به انسان با دید مکانیکی می نگرد، روابط غیررسمی افراد را در محیط کار نفی می کند و اصولاً ساختار سازمان رسمی و اجرای بی چون و چرای قانون و مقررات را مدنظر قرار داده است.به طور کلی می توان ارزش یابی کارایی را همچون ابزاری برای اندازه گیری شایستگی و کارایی عملکرد شغلی نیروهای کار به شمار آورد و شناخت توانمندی های آنان را میزان تحقق بخشی مورد نظر محسوب داشته و در عرضه خدمات (تولید) و آمادگی آنان برای پیشرفت، توسعه و نوآوری در نظر گرفت. در واقع اهمیت ارزش یابی کارایی، هم برای سازمان، و هم برای نیروی کار یکسان است. به طوری که نتایج آن در شناخت میزان شایستگی، کارآمدی و کارایی امور گوناگون اداری، مانند گزینش،استخدام، برنامه ریزی نیروی کار، تعیین نیازمندی های آموزشی،ا رزش یابی برنامه های آموزشی،تعیین سیستم پرداخت پاداش ها و جوایز و ارتقای شغلی به کار گرفته می شود. علاوه بر این، نتایج ارزش یابی بر کارمند ضعیف هم تأثیر می گذارد و این تأثیر از محروم شدن وی از پاداش، جایزه، ارتقا و مزایای مادی و معنوی شروع می شود، تا در نظر گرفتن توبیخ برای وی و حتی منفک شدن او از کار؛ بنابراین می توان ارزش یابی عملکرد را مهم ترین موضوع در مدیریت نیروی انسانی به شمار آورد(رمضانی،1387).
2-4 پیشینه پژوهش
2-4-1 مطالعات خارجی
– پینار گانگور5 (2011) در پژوهشی با عنوان ارتباط بین سیستم مدیریت پاداش و عملکرد کارکنان با نقش واسطه انگیزه با توجه به بررسی ادبیات در مطالعات قبلی اثبات شده است که سازمان ها با استفاده سیستم های پاداش و استراتژی برای ایجاد انگیزه کارکنان خود و افزایش عملکرد آنها هستند. این مطالعه به اثر بخشی سیستم پاداش در عملکرد کارکنان میپردازد.چارچوب نظری اثرات پاداش در سیستم مدیریت عملکرد در این پژوهش مورد توجه میباشد که در نهایت با استفاده از نظرات 116 کارمند در 12 بانک جهانی تاثیر سیستم پاداش بر عملکرد کارکنان مثبت و معنادار بدست آمد.
2-4-2 مطالعات داخلی
– عباسعلی کدخدایی و محمد فلاح سلوکلایی (1390) در پژوهشی با عنوان نظام تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی در اسلام به این نتیجه رسیده اند نظام تشویق و تنبیه از مهمترین عواملی است که می تواند موفقیت مدیران وکارگزاران را در پیشرفت برنامه ها و تغییرات اساسی که به دنبال آن هستند، تضمین نماید. اتخاذ شیوه های تشویقی و تنبیهی متناسب، تأثیر عمده ای در انگیزش کارکنان به انجام وظایف محول شده به آنان و نیز پیشگیری از تخلف آنها دارد. از سویی، اتخاذ روش های ناکارآمد تشویقی و تنبیهی نیز نمی تواند اهداف یک سازمان یا اداره را چندان محقق سازد و چه بسا به نتایج منفی و خلاف برآوردها نیز منجر می گردد.
– حسین خانزاده (1389) ، در پژوهشی با عنوان بررسی نظام تشویق و تنبیه و اثرات آن بر انگیزش کارکنان نتایج تجزیه و تحلیل داده ها عوامل موثر بر انگیزش کارکنان را شناسایی کرده است که برخی ازآنها عبارتند از: تشویق کارهای خلاقانه، وجود ملاک های روشن در تشویق و تنبیه، شایسته محوری، عمل نکردن بر اساس سلیقه، ایجاد امنیت شغلی. همچنین مشکلات نظام تشویق و تنبیه کارکنان و راهکارهای برون رفت از آنها نیز در این تحقیق به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.
– سید مهدی الوانی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان تبیین الگوی اثر بخش تشویق کارکنان بخش عمومی با رویکردی کل نگرانه به پاداش یافته های تحقیق نشان می دهد که میان عناصر پاداش کل، انگیزش و عملکرد همبستگی معنی داری وجود دارد. هم چنین، میان عناصر پاداش کل و انگیزش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. چنین رابطه مثبت و معنی داری میان عناصر پاداش کل و عملکرد نیز یافت شد. میان انگیزش کاری و عملکرد کارکنان رابطه معنی داری به دست نیامد. ضمن اینکه از میان عناصر پاداش کل، پاداش های گروهی رابطه ای و فردی تبادلی از تأثیر بیشتری بر متغیرهای وابسته برخوردار بودند. لازم به ذکر است که روابط مذکور با کمک مدلسازی معادلات ساختاری در قالب یک الگو ارائه شده است.
2-5 مبانی نظری موضوع پژوهش
در جوامع مختلف و در سازمانهای مختلف , عوامل خاصی ممکن است در تعیین سیستم تشویق و پاداش نقش داشته باشد . بیشتر سازمانها بر این باورند که سیستم پاداش بر مبنای ارزش خاصی است که این ارزش برای افراد مختلف و سازمانهای مختلف متفاوت است . ولی معمولا” در اکثر سازمان ها جدای از فعالیت مختلف آنها شاخص های گوناگونی را مشخص کرده اند و بر مبنای آنها به پرداخت پاداش می پردازند . این شاخص ها عبارتند از :
1 – عملکرد : یعنی محاسبه یا سنجش نتیجه ها در نتیجه تطبیق آنها با معیارهای مشخص شده . امروزه مدیران ارشد در شرکت ها و سازمان ها به رابطه بین پاداش و عملکرد , توجه زیادی دارند و بر اساس میزان عملکرد به ارائه پاداش می پردازند .
2 – میزان تلاش : در بعضی از سازمان ها که عملکرد افراد نمی تواند چشمگیر باشد کار یا تلاش به عنوان شاخصی برای پرداخت پاداش می باشد. اگر در سازمانی اعتقاد بر این باشد که کسانی که تلاش کرده اند باید مورد تشویق قرار بگیرند در آن صورت میزان کار یا تلاش , تعیین کننده عملکرد واقعی و در نتیجه دریافت پاداش خواهد بود .
3 – مهارت : یکی دیگر از روش های که سازمان ها بر اساس آن به افراد پاداش می دهند توجه به مهارت کارکنان است . هنگامی که یک فرد به سازمانی می پیوندد . میزان مهارت وی یکی از عوامل تعیین کننده حقوق یا پاداشی است که دریافت خواهد کرد (ادگار6،1983؛ مبرم و حکیمی،1393).
در به کاربردن تشویق برای عملکرد مطلوب کارکنان نبایستی همیشه منتظر پاداشهای سازمانی از قبیل افزایش حقوق، مزایا، مرخصی تشــــویقی و… بود زیرا این موارد همیشه امکان پذیرنیستند. لذا در این موارد باید بیشتر از پاداشهای اجتماعی استفاده کرد از قبیل:
– وقت بیشتری با کارکنان بگذرانید؛
– کارکنان را به مشارکت بیشتر تشویق کنید؛
– فرصتهایی برای رشد فراهم سازید؛
– از قدرشناسی و تمجید کلامی، لبخند،… استفاده کنید.
– به حرفهای آنها گوش داده و نظرات آنها در قبال پاداش موردانتظار جویا شوید. (هاناوی و هانت7، 1999)
یکی از دیگر از اقداماتی که در جهت اصلاح افراد و مجموعه ها مورد توجه و استفاده قرار می گیرد تنبیه و مجازات افرادی است که خطا کارند و از وظایف قانونی و انسانی خود سرباز می زنند . البته تنبیه ممکن است معانی مختلفی داشته باشد , تنبیه در لغت به معنای آگاهی دادن و تذکردادن است و لی در اصطلاح عبارت است از بکار بردن روشی که از تکرار یک نوع رفتار جلوگیری می نماید . روشهای تنبیه به صورت های مختلفی هستند . گاهی ممکن است یک تذکر یا اخطار یا توضیح باشد و گاهی ممکن است از روشهای فیزیکی و غیرفیزیکی استفاده شود . در هر حال باید تنبیه را وسیله برای جلوگیری از تکرار یک کار غیر معقول و غیر قانونی به کار برد که نتیجتا” منجر به اصلاح رفتار و امور گردد و بتواند نقش موثر و کارآمدی را ایفا نماید . بنابر این یک مدیر یا یک مسئول زمانی می تواند در اهدافش موفق باشد که هم از سیستم پاداش و هم از سیستم تنبیه و مجازات استفاده نماید . چرا که در هر جامعه ای و یا در هر سازمانی افراد مختلفی با عملکردهای مختلف ممکن است وجود داشته باشند و بدیهی است که نمی توان با دیدی یکسان به عملکرد آنها نگاه کرد . وجود داشته باشد (خالدی،1387).
یک نظام تشویق را می توان بر مبنای انواع انگیزاننده های سازمان، معیارهای پرداخت پاداش و فرایند توزیع پاداش تعریف نمود. نظام تشویق با مشخص نمودن نوع مبادله فرد و سازمان، به عبارتی با مشخص نمودن نوع مشارکت و تلاش مورد انتظار از افراد و انتظارات آنها در قبال عملکردشان و از طرف دیگر ارزش ها و هنجارهای یک سازمان، رابطه سازمان و اعضای خود را مشخص می سازد.
در مجموع باید گفت که نظام تشویق سازما نهای نوآور به لحاظ فلسفه استفاده از پاداش، معیار و ترکیب آن با هم متفاوت می باشد. بنابراین در نظام تشویق سازمان های نوآور که در آنها نوآوری نهادی شده است، پاداش کافی برای حمایت کلیه افراد شایسته نوآور وجود دارد. معیار چنین نظام پاداشی بر اساس ریسک و پرداخت پاداش از قابلیت انعطاف برخوردار است (سلطانی تیرانی، 1378).
توجه به انسان در قالب بزرگ ترین سرمایه سازمان و مطالعه رفتار وی، پییشینه کوتاهی دارد.رشته علمی تازه ای که دارای نگرش نظام مند به رفتار انسان در سازمان است و از یافته های علوم رفتاری و مطالعات و تجربیات رفتار سازمانی بهره می برد؛ عبارت است از بهسازی نیروی انسانی و سازمان که با تلاش و پی گیری بی وقفه صاحب نظران مدیریت، رو به توسعه و تکامل است. این رشته علمی نوین چه بسا با اعمال تغییرات برنامه ریزی شده، عوامل انسانی را با محیط خارجی سازگار سازد، تعارضات درون سازمانی را از بین ببرد و با تشکیل گروه های منسجم و مولد و مشارکت دادن کارکنان در کلیه فعالیت ها و تلاش ها، بهره وری سازمان را به نحوی مطلوب افزایش دهد (رمضانی، ١٣٨٧).
از طرف دیگر، سازمان ها هم برای رسیدن به اهداف سازمانی خود، نیازمند شناخت نحوه عملکرد و توانایی های نیروهای خودی هستند تا براین اساس کارایی خود را بهبود بخشند و تحولات مثبتی در سازمان پدید آورند. ابزاری است که سازمان ها ” شناخت میزان کارایی و ارزش یابی کارایی کارکنان ” در این میان و نیروی انسانی را در تأمین شناخت نحوه عملکرد یاری می کنند. اگر نظام ارزش یابی به نحوی مطلوب طراحی و اجرا گردد، وسیله ای مطمئن برای افزایش نوآوری در سازمان، شناسایی کارکنان توانمند و قوی و اعطای پاداش به آنان – جهت تولید انگیزه – تعیین نیازمندی های آموزش، سوق دادن کارکنان جهت مراعات قانون و مقررات و نیز افزایش قابلیت های فردی کارکنان به شمار می رود. هم چنین اگر فرایند ارزش یابی از کارایی کارکنان به درستی صورت گیرد و بازخورد لازم به کارکنان و نیز مدیران داده شود، به بهبود عملکرد هر سازمان منجر خواهد شد (میرسپاسی، ١٣٧٨).
مطالعات متعدد نشان میدهد که قدردانی از کارکنان یکی از عوامل ایجاد کننده انگیزش محسوب می شود.به طور کلی هر گونه قدردانی را میتوان به صورت کنترل کننده یا اطلاعات دهنده به اجرا در آورد؛ برای مثال، مدیری که کارمند خود را تحسین میکند، میتواند به صورت کنترل کننده بگوید کار شما عالی است ، این مدیر می تواند همین قدردانی را به صورت اطلاعاتی نیز بیان کند و بگوید کار شما عالی است، عملکرد کاری شما ده درصد افزایش یافته است.قرار دادن عبارت هایی مانند ” شما باید” ،”شما مجبورید” و “شما چاره ای ندارید” در هنگام تحسین و قدردانی ، بازخوردی می دهد که حال و هوای فشار و استرس درآن است؛ در مقابل دادن بازخورد روشن، مشخص و بیانگر شایستگی معمولا وًیژگی اطلاعاتی به تحسین می دهد.برای مثال، عبارت “کار شما عالی است ،من متوجه شدم که به گرمی با مشتریان برخورد می کنید”،به صورت اطلاعاتی احساس شایستگی ای را به کارمند منتقل می کند که عبارت ساده و مبهم “کار شما عالی است ” آن را نمیتواند منتقل کند(علیزاده،1385).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید