2. ساختار سازمانی چه تاثیری بر اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت انتظامی تبریز دارد ؟
1-7 فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
عوامل سازمانی بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت تبریز تأثیر دارد.
فرضیه های فرعی
1. فرهنگ سازمانی بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت تبریز تأثیر دارد.
2. ساختار سازمانی بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت تبریز تأثیر دارد.
1-9 قلمرو تحقیق
الف) موضوعی :
بُعد موضوعی پژوهش مورد نظر عبارت است از بررسی عوامل سازمانی موثر بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان مورد مطالعه گشت انتظامی شهرستان تبریز در سال 1391. بدیهی است که این موضوع به عنوان یک مسئله پژوهشی جزئی کوچک ، ولی فوق العاده مهم در امر نیروی انتظامی است که به عنوان یکی از نهادهای بسیار حساس امنیتی محسوب می شود.
ب) قلمرو مکانی تحقیق :
قلمرو مکانی این تحقیق شامل کلانشهر تبریز و فرماندهی انتظامی شهرستان تبریز می باشد.
ج) قلمرو زمانی تحقیق :
به طور کلی اجرای این پژوهش در 01/7/1391 شروع شده است. بعد از شروع تمامی مراحل و اقدامات اجرایی تحقیق از قبیل تنظیم و آماده کردن ابزار تحقیق ، توزیع پرسشنامه زیر نظر اساتید راهنما و مشاور صورت گرفته ، اطلاعات اولیه جمع آوری گردیده و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. قابل ذکر است پس از اتمام مراحل عملیاتی و اجرای تحقیق در بازه زمانی فوق الذکر ، محقق اقدام به تألیف پایان نامه نموده است.
1-10 تعاریف نظری ( مفهومی ) واژگان تخصصی
– فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی عبارت است از مجموعه ای از ارزشها ، باورها ، نگرش ها و هنجارهای مشترک که رفتار و
انتظارات اعضای سازمان را شکل می دهد و به بیان وسیع تر فرهنگ سازمانی تعیین کننده نوع رفتار کارکنان است و اولویت ها را تعیین می نماید. ( استونر و فریمن ، 1375 ، 261 ) .
_ ساختار سازمانی
ساختار سازمانی عبارت است از مطالعه منظم ( سیستماتیک ) عملیات ، اقدامات و کارها و نگرشهای افرادی که سازمان را تشکیل می دهند ( رابینز ، 1993 ، 292 ) .
_اعمال خلاف شئون انتظامی
برخی از صاحب نظران معتقدند که در هر جامعه عمل منافی شأن باید با توجه به انتظاراتی که افراد آن جامعه از آن صنف دارند ، تفسیر و احراز گردد. به عقیده ایشان ، معیار تشخیص اعمال منافی شئون انتظامی عرف عام بوده و افکار عمومی بهترین وسیله سنجش آن محسوب می شود. به عبارت دیگر : شأن انتظامی یک اصطلاح کلی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم می گوییم : ( انتظاری که جامعه از پلیس یا عوامل گشت دارد ) و اگر پلیس بر خلاف آن عمل و رفتاری را انجام دهد ، می گویند خلاف شأن انجام داده است اینان معتقدند : قرار گرفتن در هر جایگاهی ، انتظاراتی را در شخصی که در آن جایگاه قرار گرفته است ، ایجاد می کند. این انتظارات تعریف نشده ولی در وجدان اجتماعی افراد یک جامعه حضور دارد و حسب مورد ، مجال بروز پیدا می کند . ( مجله کانون وکلا ، شماره پیاپی 186 ، 187 ، 288 ) .
1-11 خلاصه فصل یک
فصل اول شامل : مقدمه ، طرح مسئله ، اهمیت و ضرورت تحقیق ، انگیزه و اهداف تحقیق ، سوالات تحقیق ، فرضیات تحقیق ، قلمرو تحقیق ، تعاریف نظری واژگان تخصصی و خلاصه فصل می باشد.
در این پژوهش مسأله ای که مطرح است این است که چه عواملی در بروز اعمال خلاف شؤن انتظامی کارکنان گشت انتظامی تبریز موثر است و به چه ترتیب و سازوکارى مى توان در کاهش تخلفات کارکنان گشت انتظامی درکلانتر ى هاى مورد مطالعه مؤثر و مفید واقع شد.
تبیین تأثیر عوامل سازمانی مؤثر بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت ضمن آگاهی خود آنان ، به فرماندهان نیز کمک می کند تا عوامل گشت را از نظر ویژگی های روانی و شخصیتی مورد ارزیابی قرار دهند و آنهایی را انتخاب کنند که دارای ویژگی هایی هستند که در تحقیقات گوناگون نشان داده شده است.
در این فصل یک هدف اصلی و دو هدف فرعی و همچنین یک سوال اصلی و دو سوال فرعی و در نهایت یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی مطرح، و به بیان آنها پرداخته شده است و در خاتمه نیز قلمرو تحقیق و تعاریف نظری و عملیاتی پژوهش شرح داده شده است.

فصل دوم
ادبیات تحقیق
2 – 1 مقدمه
پلیس و عوامل گشت برای انجام وظایف با اختیارات تعیین شده در قانون، در شهرتبریز انجام وظیفه می کند.تا تمام وظایف و مأموریت های محوله و مسائل و وقایع شهر را حل کند که برای انجام این امر دارا بودن برخی خصوصیات شخصی و برخورد صحیح و منطقی با هر مسئله ای نقش حیاتی در عملکرد عوامل گشت ایفا می کند. و همانگونه که در فصل اول اشاره شد هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل سازمانی مؤثر بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کارکنان مورد مطالعه گشت انتظامی شهرستان تبریز در سال 1391 می باشد در این فصل به دیدگاه های نظری مرتبط با موضوع و نظریه مبنای این تحقیق، پرداخته شده و چارچوب نظری ، مدل مفهومی تحقیق، فرضیه های تحقیق ، مدل تحلیلی تحقیق ارائه خواهد گردید .
2-2 مبانی نظری
دانش پژوهان ، متخصصان و سیاستمداران معتقد بر این نظرند که فساد از موانع عمده صلح و ثبات ، توسعه پایدار، دموکراسی و حقوق بشر در سراسر جهان است. گسترش فساد ، ثبات و امنیت جوامع را به خطر میاندازد. ارزشهای اخلاقی و مردم سالاری را سست ، و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی را تهدید میکند. اکنون جهانیان میدانند که لازمهی استقرار دولت کارآمد ، اثربخش و عدالت محور ، مبارزه با فساد است. با این حال ، فساد در حال تبدیل شدن به پدیدهای فراگیر است که تمامی کشورها اعم از توسعه یافته و در حال توسعه با آن روبرو هستند به گونهای که یکی از اهداف همهی دولتها مبارزه با آن است. در این راستا پژوهشهای بسیاری درباره عوامل موفقیت و اثربخشی سازمانها ، چگونگی مبارزه با فساد و کاهش آن انجام شد، و موضوعات مختلفی از جمله ساختار سازمانی ، فرآیندهای سازمانی ، مسائل محیطی ، فرهنگ سازمانی و … مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. در دین مبین اسلام نیز فساد اقتصادی مورد توجه اکید قرار گرفته ، و مبارزه با این پدیده از مصداق های برجسته اقامه قسط و عدل بیان شده است. به عنوان مثال حضرت علی (ع) به مالک اشتر فرماندار مصر چنین میفرمایند: «کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا از خاندان های پاکیزه و با تقوا که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ( نهج البلاغه ، 1381 ، 579 ) .
بد رفتاری پلیس ، ارتکاب جرم ، فساد و سوء رفتار از عوامل بروز اعمال خلاف شئون انتظامی بوده که با گذشت زمان می تواند تبدیل به یک مسئله گردد. به عبارت دیگر شأن نیروی انتظامی یک اصطلاح کلی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم ، می گوییم انتظاراتی که جامعه از نیروی انتظامی دارد و اگر نیروی انتظامی بر خلاف آن عمل و رفتاری انجام دهد ، می گویند خلاف شأن انجام داده است .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

عوامل و فاکتورهای زیادی در سازمان سبب اعمال خلاف ﺷﺋون انتظامی هستند از جمله : رهبری ارتباطات – قدرت و سیاست – تعارض و مذاکره – ساختار سازمانی – تکنولوژی و طرح ریزی شغلی – ارزیابی عملکرد و سیستم پاداش و فرهنگ سازمانی . ( رابینز ، 1382 ، 21 )
فرهنگ و ساختار سازمانی به عنوان پدیده ای که از سیاست ها و رویکرد های مدیران رده بالای سازمانی نقش گرفته از جمله عواملی است که در پیشگیری از بروز فساد در ادارات و سازمان ها نقش مهمی دارد. فرهنگ و ساختار سازمانی به دلیل ماهیت اثرگذاری قوی که میتواند بر رفتار و عملکرد اعضای سازمان داشته باشد، در کنترل درونی رفتارهای کارکنان و پیشگیری از بروز فساد اداری نقش مهمی دارد. فرهنگ و ساختار سازمانی، عامل مهمی در شکل دهی به رفتار سازمانی به شمار میرود و از نقش مهمی در پدید آوردن دگرگونی در رفتارهای نامطلوب و ایجاد ثبات در رفتارهای مورد نظر سازمان برخوردار است. این دو عامل میتواند سرچشمهای برای دستیابی به محیط سالم اداری و یا فضایی به شمار میرود که ترویجکننده فساد اداری است.از آنجا که فساد ( و انواع آن همچون فساد اداری ، اقتصادی ، سیاسی و … ) میتواند بر حرکت توسعه جامعه تأثیر زیادی بگذارد و بنابر اهمیتی که فرهنگ و ساختار سازمانی – به عنوان یکی از مهمترین عوامل پیشگیری کننده از بروز فساد- دارد ، این مقاله تلاش دارد تا با برجسته کردن نقش فرهنگ و ساختار سازمانی مطلوب ، زمینه مناسبی را برای افزایش شناخت مدیران سازمان ها و شرکت ها در جهت پیشگیری از بروز پدیده ای نامطلوب به نام فساد به وجود آورد. لذا پژوهش پیشرو نیز با توجه به مفاهیم فرهنگ و ساختار سازمانی، در پی پاسخ به این پرسش ها است : بین ابعاد فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی چه ارتباطی است؟ ارتباط ابعاد فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی چه تأثیری بر فساد دارد ؟
یکی از متغیر های مورد بحث در پژوهش حاضر ساختار سازمانی می باشد که دیدگاه ها و تعاریف مختلفی درباره ساختار سازمانی هست. ساختار در یک مفهوم به معنی ترتیب وظایف برای انجام دادن کاری است. این مفهوم را میتوان به گونه بهتری با استفاده از نمودار سازمانی توضیح داد. مفهوم نسبتاً ساده و ملموسی از ساختار به شکل نمودار سازمانی، نمادی آشکار از کل فعالیت ها ، شیوه های ارتباطی و فرآیند های سازمانی است ( جکسون و مورگان ،1982 ، 80 ). اما چه چیزی تعیین کننده ساختار سازمانی است؟ کلاسیک ها در زمینه نظریه سازمان مکاتب مختلفی عرضه کردهاند. بعضی معتقدند که عوامل معینی مانند اندازه ، محیط ، یا فناوری تعیین کننده ساختار سازمانی است. به نظر آنها این عوامل، محدودیتهای اقتصادی یا محدودیتهای دیگری را بر سازمان ها تحمیل میکند و سبب میشود که آنها به انتخاب ساختارهای خاصی مجبور شوند.
مینتزبرگ ( 1979 ، 2 ) معتقد است که ساختار، مجموعه راه هایی است که کار را به وظایف مشخص تقسیم ، و هماهنگی میان آنها را فراهم میکند. به نظر او ساختار ، توزیع قدرت در سازمان را نشان میدهد و صرفاً ساز و کار هماهنگی نیست بلکه فرآیند های سازمانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
به نظر بارنی و گریفین (1999 ، 15 ) ساختار سازمانی چارچوب روابط حاکم بر مشاغل ، سیستم ها و فرآیند های عملیاتی و افراد و گروههایی است که برای رسیدن به هدف تلاش میکند.
جکسون و مورگان از تعریفی اصلاح شده استفاده میکنند که در ابتدا توسط چایلد ارائه شده است. آنها ساختار را به عنوان « نقشهای کاری و ساز و کارهای مدیریتی تعریف میکنند که الگویی از فعالیت های شغلی به هم پیوسته را ایجاد میکند و سازمان را قادر میسازد تا فعالیت های کاری خود را هدایت ، هماهنگ و کنترل نماید » ( جکسون و مورگان ، 1982 ، 81 ).
از طریق ساختار سازمانی عملیات و فعالیتهای داخل سازمان ، تنظیم و خطوط مسئولیت و اختیار مشخص میشود. ساختار به مدیران نشان میدهد که مسئول سرپرستی چه کسانی هستند و به کارکنان ، مدیرانی را میشناساند که از آنها آموزش و دستور میگیرند. کمک به جریان اطلاعات نیز از تسهیلاتی است که ساختار برای سازمان فراهم میکند (آرنولد و فیلدمن، 1986 ، 241 ).
ساختار سازمانی باید توان تسریع و آسان سازی تصمیمگیری ، واکنش مناسب نسبت به محیط و حل تعارضات بین واحدها داشته باشد. ارتباط بین ارکان اصلی سازمان و هماهنگی بین فعالیتهای آن و بیان ارتباطات درون سازمانی از نظر گزارش دهی و گزارشگیری ، از وظایف ساختار سازمانی است ( دفت ، 1991 ، 210 ).
اگر چه مفهوم ساختار سازمانی واقعیتی است که بر هر کسی در سازمان اثر میگذارد و همه به نوعی با آن سر و کار دارند، کم و بیش، مفهومی انتزاعی است (کاست و رزن ویگ ، 1985 ، 234 ).
یکی از متغیر های مورد بحث در پژوهش حاضر فرهنگ سازمانی می باشد . فرهنگ سازمانی از زمان مطرح شدن در سالهای 1980 توسط اوچی1 ، واترمن2 و دیگران یکی از مهمترین و قابل بحث ترین موضوعات در زمینه رفتار سازمانی بوده است. درباره چگونگی تعریف فرهنگ سازمانی اتفاق آرا وجود ندارد، اما همه آنها در سه چیز مشترکند : نخست فرهنگ قالب ارزشهایی است که شخص آن را مش.ل رفتار مناسب در سازمان می داند. دوم این ارزشها بدلیل مورد تایید بودنشان انتخاب شده اند. سوم بر محمل های نمادین که به طور معمول از طریق آنها مبادله می شوند استوارند. فرهگ سازمانی از علوم مردم شناسی ( با تعاریف دقیق از یک یا دو سازمان )، جامعه شناسی ( بررسی تعداد بیشتر ) ، روانشناسی اجتماعی ( بکار گیری ماهرانه نمادها ) و مطالعات اقتصادی به عنوان ابزار مدیریت و عامل تعیین کننده عملکرد بهره برده است. اوچی ، پیترز و واترمن ابعاد متعددی را که باعث ایجاد تفاوت در ارزشهای سازمانی می شود ، از جمله سلوک با کارکنان ، تعاریف ابزارهای تصمیم گیری و واگذاری مسئولیت برای نتایج حاصل از تصمیم گیری را نام برد. ( رابینز ، 1997 ، 373 )
فرهنگ و ساختار سازمانی می تواند بر عملکرد بالقوه گروه اثر گذار باشد. فرهنگ بعضی از سازمانها تمایل به فردگرایی شدید دارد، یعنی بر عملکرد ، پیشرفت و پاداش های فردی تأکید می کند. این تأکید می تواند بر کار سازمانی اثر منفی بگذارد و شکل گروه های کاری اثر بخش را دشوار سازد. از طرف دیگر سازمان در فرهنگی می تواند پیشرفت کند که ارزش زیادی برای کار سازمانی قائل باشد و سهیم بودن افراد در کارسازمانی را ارزش بداند.
کاووسی معتقد است انسان فرهنگ را می آفریند و فرهنگ هم انسان را می سازد .فرهنگ به انسان یاد می دهد تا اندیشه های ثابت و پایداری را بیاموزد ودر قالب گروههای پیچیده ای که وظایف جداگانه و ویژه دارند سامان یابد. ریشه فرهنگ هر سازمان را باید در باورها ، هنجارها و ارزشهای آن جستجو نمود. ( کاووسی ، 1388 ، 145 ).
هاردی و براون معتقد است فرهنگ سازمانی نظامی از ارزش ها و باورهای مشترک است که تعامل با افراد، ساختار و نظام های سازمان و هنجارهای رفتاری را شکل می دهد. ( هاردی و براون ، 1377 ، 152 ).
به نظر استونر و فریمن فرهنگ سازمانی عبارت است از مجموعه ای از ارزشها ، باورها ، نگرش ها و هنجارهای مشترک که رفتار و انتظارات اعضای سازمان را شکل می دهد و به بیان وسیع تر فرهنگ سازمانی تعیین کننده نوع رفتار کارکنان است و اولویت ها را تعیین می نماید. ( استونر و فریمن ، 1375 ، 290 ).
رابینز معتقد است فرهنگ سازمانی به سیستمی از معانی مشترک که به وسیله اعضای یک سازمان حفظ می شود و یک سازمان را از سازمان های دیگر جدا می کند اطلاق می شود. این سیستم از معانی مشترک ومجموعه ای از ویژگی های کلیدی تشکیل شده است که سازمان برای آن ارزش قائل است ( رابینز ، 1993، 372 ).
بکر فرهنگ سازمانی را چنین تعریف می کند « فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. ( قاسمی ، 1381 ، 251 ) .
با توجه به تعاریف فوق و در نظر گرفتن اشتراکات این تعاریف می توان تعریفی جامع و کلی را که مورهد،گریفین ارائه نموده اند بیان داشت. آنها عقیده دارند که :
فرهنگ سازمانی یک دسته از ارزشهاست که اغلب مورد پذیرش و تائید قرار می گیرند، در داخل سازمان به اشخاص کمک می کنند تا نسبت به اقداماتی که قابل قبول تلقی می شوند و اقداماتی که غیر قابل قبول به حساب می آیند، معرفت پیدا کنند. اغلب این ارزشها از طریق داستانها و سایر ابزارهای نمادین منتقل می شوند . ( الوانی ، غلام زاده 1388 ، 213 ).
2 – 3 مرور ادبیات و نظریه ها :
_ نظریه و دیدگاه های علمی
رفتار سازمانی یکی از دانش های میان رشته ای است که مطالعه رفتار فرد ، گروه و سازمان را بر عهده دارد . روانشناسان با مطالعه و تلاش به شناخت رفتار فرد می پردازند . نظریه پردازان یادگیری و شخصیت ، روانشناسان بالینی و از همه بیشتر روانشناسان صنعتی و سازمانی به علم رفتار کمک کرده اند .
1. روانشناسان سازمانی و صنعتی
روانشناسان سازمانی و صنعتی پیش از این به موضوعات خستگی ، بی حوصلگی و سایر عوامل مربوط به شرایط کاری که می تواند مانع عملکرد بهتر شود می پرداختند . اما به تازگی به موضوعات یادگیری ، ادراک ، شخصیت ، کارآموزی ، رهبری اثر بخش ، نیازها و عوامل انگیزشی ، رضایت شغلی ، فراگردهای تصمیم گیری ، ارزیابی عملکرد ، نگرش سنجی ، فنون گزینش کارکنان ، طراحی شغل و تنیدگی نیز توجه نشان می دهند . در حالی که روانشناسان توجه خود را بر فرد متمرکز کرده اند ؛ جامعه شناسان بر سیستم اجتماعی که در آن افراد نقش های گوناگونی را ایفا می کنند ، تاکید دارند . به عبارت دیگر جامعه شناسان افراد را در رابطه با دیگران مطالعه می کنند .
2. جامعه شناسان
جامعه شناسان از طریق مطالعه رفتار گروه در سازمان بویژه سازمانهای رسمی و پیچیده ، بیش ترین سهم را در دانش سازمانی دارند . زمینه هایی از رفتار سازمانی که جامعه شناسان سهم ارزشمندی در آن دارند عبارتست از : پویایی گروه ، فرهنگ سازمانی ، نظریه وساختار سازمانهای رسمی ، فن آوری سازمانی ، بوروکراسی ، ارتباطات قدرت ، تضاد و رفتار میان گروهی .
3. روانشناسان اجتماعی
رواشناسان اجتماعی که خود علمی میان رشته ای است و مفاهیمی از روانشناسی و جامعه شناسی را باهم تلفیق می کند ، بر تاثیر رفتار افراد بر یکدیگر تمرکز دارد . یکی از زمینه های عمده ای که بسیار مورد مطالعه روانشناسان اجتماعی قرار گرفته ، تغییر است . آنها چگونگی ایجاد تغییر و کاهش موانع را برای پذیرش تغییر بررسی کرده اند . گذشته از این ، روانشناسان اجتماعی سهم عمده ای در زمینه اندازه گیری ، شناخت و تغییر نگرشها ، الگوهای ارتباطی ، یافتن راههایی که با فعالیت گروهی بتوان نیازهای فردی را برطرف کرد و فراگردهای تصمیم گیری گروهی، دارند.
4. مردم شناسان
مردم شناسان برای شناخت انسانها و فعالیت های آنان جوامع را بررسی می کنند . برای مثال مطالعه آنان روی فرهنگ ها و محیط ها به مدیران کمک می کند تا تفاوت در ارزشهای اساسی ، نگرشها و رفتار میان افراد از کشورهای گوناگون و در سازمانهای مختلف را بشناسد. شناخت امروز ما از فرهنگ سازمانی ، محیط های سازمانی و تفاوتهای فرهنگ های ملی بیشتر حاصل کار مردم شناسان یا کسانی است که روش آنها را به کار می گیرند .
5. دانشمندان علم سیاست
دانشمندان علم سیاست ، رفتار افراد و گروه ها را در محیط سیاسی مطالعه می کنند . مدیریت تضاد ، توزیع قدرت و چگونگی سوء استفاده از قدرت برای منافع فردی ، عناوینی هستند که به رفتار دانش سازمانی کمک می کنند . مدیران و دانشجویان مدیریت به طور روزافزون نسبت به این واقعیت آگاه تر می شوند که سازمانها ، دارای موجودیت سیاسی هستند. بدون نگاه از منظر سیاسی نمی توان به شناخت دقیق رفتار افراد در سازمان دست یافت .
الف – نخستین هدف از مطالعه رفتار سازمانی شناخت و تشریح رخدادهایی است که به طور منظم رخ می دهند ، دوم تشریح علل این رخداد ها و سوم کنترل وضعیت ها به طریقی است که رفتار مطلوب تداوم یافته و رفتار نامطلوب تکرار نشود .
ب – هدف مطالعه رفتار سازمانی نیل به اثر بخشی سازمانی است .
ج – مدیران با شناخت و مدیریت رفتار فردی ، فراگرد های گروهی ، و فراگردهای سازمانی می توانند به اثر بخشی سازمانی برسند ( رابینز ، 1993 ، 18 – 20 ).
فلذا در این پژوهش محقق بر آن است تا به این سوال اساسی پاسخ دهد که ، عوامل سازمانی موثر بر بروز اعمال خلاف شئون انتظامی کدامند ؟
اننتظار می رود پاسخ به این سوال بتواند در پیشگیری از بروز این گونه اعمال موثر واقع شود. بررسی عوامل موثر بر بروز رفتارهای خلاف شئون انتظامی کارکنان گشت از این جهت یک مساله سازمانی است چون گشت انتظامی به عنوان لایه اول حفاظتی بین جرم و جامعه که می تواند درجلوگیری از بروز جرم و ایجاد نظم و امنیت در جامعه تأثیر بسزایی داشته باشد ، دارای اهمیت ویژ ه ای است. از آنجایی که نحوه انجام وظیفه عوامل گشت کلانتری در مأموریت های انتظامی با روحیات متفاوت و ضعف عملکرد برخی ازآنان همواره ازمشکلات سازمان بوده و گاه اعتراض وعدم رضایت شهروندان را در پی داشته ، دغدغه خاطر سلسله مراتب را فراهم می آورد . از جمله مواردی که در خصوص عملکرد افسران گشت مورد بی توجهی واقع شده ، نپرداختن به نقش عواملی چون : انگیزه ، آموزش ، امکانات و تجهیزات ، سنوات خدمتی ، تحصیلات و … است. که نادیده گرفتن این موارد باعث بروز اعمال خلاف شئون در افسران گشت و در حالت کلی در اعمال پلیس می شود که در این تحقیق به بررسی این موارد خواهیم پرداخت .
جدول ( 1-1 ) : مطالعه محیطی ( درصد جرایم اتفاق افتاده در سال 91 در شهر تبریز)
درصد جرایمتعداد جرم
( برخورد نامناسب مأموران با مردم )تعداد جرم
( رشوه )تعداد جرم
( غیبت )تعداد جرم

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید